واژگان HSK 4؛ صفحه ۲۱
ادامهٔ فهرست واژههای استاندارد HSK 4 همراه با معنی فارسی، پینیین و صفحهٔ آموزشی هر واژه.
忽然قید
hū ránناگهان
ناگهان به چینی؛ معنی و مثال羡慕فعل، فعل و اسم
xiàn mùغبطه خوردن، تحسین کردن
غبطه خوردن به چینی؛ معنی و مثال报名فعل، فعل و اسم
bào míngثبتنام کردن
ثبتنام کردن به چینی؛ معنی و مثال脏صفت
zàngکثیف
کثیف به چینی؛ معنی و مثال极其قید
jí qíبسیار، فوقالعاده
بسیار به چینی؛ معنی و مثال日记اسم
rì jìدفتر خاطرات، یادداشت روزانه
دفتر خاطرات به چینی؛ معنی و مثال同情فعل، فعل و اسم
tóng qíngهمدردی کردن
همدردی کردن به چینی؛ معنی و مثال逛فعل
guàngگشتن، گردش کردن
گشتن به چینی؛ معنی و مثال总结فعل، فعل و اسم
zǒng jiéجمعبندی کردن، خلاصه
جمعبندی کردن به چینی؛ معنی و مثال打扰فعل
dǎ rǎoمزاحم شدن
مزاحم شدن به چینی؛ معنی و مثال幽默صفت، صفت و اسم
yōu mòشوخطبع، طنز
شوخطبع به چینی؛ معنی و مثال误会فعل، فعل و اسم
wù huìسوءتفاهم، بد فهمیدن
سوءتفاهم به چینی؛ معنی و مثال抱歉صفت، صفت و اسم، صفت و قید
bào qiànمتأسف، عذرخواهی
متأسف به چینی؛ معنی و مثال师傅اسم
shī fuاستادکار، خطاب محترمانه به کارگر ماهر
استادکار به چینی؛ معنی و مثال朵واحد شمارش
duǒواحد شمارش گل و ابر
واحد شمارش گل و ابر به چینی؛ معنی و مثال镜子اسم
jìng ziآینه
آینه به چینی؛ معنی و مثال合格فعل، فعل و اسم
hé géواجد شرایط، قبول
واجد شرایط به چینی؛ معنی و مثال亲戚اسم
qīn qiخویشاوند
خویشاوند به چینی؛ معنی و مثال力气اسم
lì qiنیرو، توان بدنی
نیرو به چینی؛ معنی و مثال缺点اسم
quē diǎnعیب، نقطهضعف
عیب به چینی؛ معنی و مثال抽烟فعل
chōu yānسیگار کشیدن
سیگار کشیدن به چینی؛ معنی و مثال起飞فعل، فعل و اسم
qǐ fēiبلند شدن هواپیما
بلند شدن هواپیما به چینی؛ معنی و مثال网球اسم
wǎng qiúتنیس
تنیس به چینی؛ معنی و مثال老虎اسم
lǎo hǔببر
ببر به چینی؛ معنی و مثال